ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
60
مازندران و استرآباد ( فارسى )
و از آنجا تا نيم فرسخ كه بيشتر اين مسافت سنگهاى آهكى دارد ، به طرف مشرق راه پيموده از نهرى بنام على آباد دنبال گذر كرديم كه در بالا و به طرف راست دهكده على آباد بزرگ كه على آباد مير هم خوانده مىشود واقع است . سپس از نهرهاى شمعجاران ، تنگان ، امير رود ، و رودخانهء مراوردى كه دهى به همين نام در ساحل غربى آن قرار دارد راه خود را تعقيب نموده برودخانه خير رود كه وسيع و عظيم است آمديم . خير رود كنار كه نام بخش كوچكى است از نام اين رودخانه گرفته شده است . در اينجا به جنگل بندپى رسيده سپس از رودخانهء سطل كيا ، ( سلطانعلى كيا ) عبور كرديم و پس از گذشتن از رودخانه مازى گاه ديرى نكشيد كه از نهر چالك و بعد از ميان قريهاى به همين نام « 1 » و دزد كه رود عبور نموده و به على آباد اصغر خانى و ملكار رود آمديم . از ملكار راه باريكى كه با تنهء درخت مفروش و در بيشتر جاها در زير آب بود به چلندر كه در ميان باتلاقها محصور شده بود منتهى مىشود . اگر اسب هنگام شب در آن نقطه در گلها گير كند اميدى بنجاتش نخواهد بود . مكنزى به خرابههاى واقع در يك ميلى حوض كوتى ( قريهايست در مشرق رودخانه چلندر ) رفته و در آنجا آثار نمايانى يافته بود مبنى بر اينكه سابقا در آنجا قلعهء بزرگى كه محصور به دو رشته خندق و بارو بوده وجود داشته . خندق داخلى دست كم بيست پا عمق داشت و عمق خندق خارجى بيش از ده پا نبود . بر تپههاى وسطى آجرهاى بسيار بود . در آنجا او دو درخت بسيار زيباى جنگلى كه در عمر خويش مانند آن نديده بود مشاهده نمود . از آن نقطه تا كوهپايهها بيش از يك ميل راه نيست و بر يك صخرهء آهكى بارتفاع تقريبا سى پا از زمين غارى هست كه بلندى آن در حدود شش پا و عرض چهار پا و طول آن نيز به همين اندازه است و منظره دلفريبى از جلگه و دريا در مقابل اين غار واقع شده است . « 42 »
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به كتاب ظهير الدين ( تاريخ گيلان و ديلمستان ) رشت 1230 ه . ق . ص 146 .